درباره وبلاگ
 

 ? پست الكترونيك
 ?  RSS 2.0
   موضوعات
? نقش زنان در نهضت عاشورا
? فرهنگ تعزیه
? درس های نهضت عاشورا
? ادبیات عاشورا در ایران و کشورهای عربی
? نقش نهضت حسینی در نهضت های آینده جهان اسلام
? منبع شناسی قیام حسینی
? الهام شهداء و جانبازان جنگ تحمیلی از نهضت عاشورا
? ریشه های قیام امام حسین (ع)
? سرانجام یزیدیان
? عزاداری حسینی و انحرافات آن
    آخرين مطالب
? آسيب‌شناسي فرهنگ عاشورا و مخاطب‌شناسي و آشنايي با منابع آن
? آفات مداحي
? نگاهی به زمینه‌های قیام امام حسین(ع)
? پیشینه ی عزاداری در اسلام
? ادبیات " عاشورایی " تاثیرگذار و پر مخاطب است
? مسئولیت مردان منبر و مدح
? جامعه شناسي تاريخي قيام امام حسين(ع) در گفت وگو با دكتر سيد جعفر شهيدي
? اسوه‏هاي تربيتي و اخلاقي در نهضت‏ حسيني
? آثار سیاسی عاشورا – بقای شریعت اسلام
? آثار و برکات عزاداری -آمرزش گناهان
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس شام
? توسل به حضرت سيدالشهداء (ع )
? آثار سیاسی عاشورا –احیای امر بمعروف
? روایت دردهای زینب (س) – در مجلس يزيد
? پايداري حسين (آزادگی)
 
   نويسندگان
?  ع.و
   آرشيو مطالب
? آذر 1390
   آمار سايت
کل بازديد : 12460
تعداد کل پست ها : 76
تعداد کل نظرات : 1
بروز رساني : سه شنبه 15 آذر 1390 
تاريخ ايجاد : پنج شنبه 10 آذر 1390 




آثار و برکات عزاداری - حفظ رمز عاشورا

از ارزنده‏ترين آثار و بركات مجالس عزادارى و گريه بر ابى عبدالله حسين (ع) حفظ رمز نهضت حسينى است .

براستى ؛ چرا در دوران منحوص سلاطين و پادشاهان جور از برپايى مجالس عزاى اهل بيت (ع) به خصوص سالار شهيدان جلوگيرى مى شد؟ آيا نه اين است كه عزاى حسينى و امامان شيعه، سبب مى شود كه سخنوران و دانشمندان متعهد و انقلابى، مردم را از ظلم‏هاى حكومتها آگاهى دهند و انگيزه قيام آن حضرت كه امر به معروف و نهى از منكر است به اطلاع مردم برسد؟

 

 

آرى، اينگونه مجالس، آموزشگاهها و دانشگاههايى است كه به بهترين روش و زيباترين اسلوب مردم را به سوى دين خوانده و عواطف را آماده مى‏كند و جاهلان و بى‏خبران را از خواب سنگين غفلت بيدار مى‏سازد و نيز در اين مجالس است كه مردم ، ديانت را همراه با سياست، از مكتب حسين بن على (ع) مى‏آموزند.

  گريه بر سيد الشهدا (ع) و تشكيل مجالس عزاى حسينى نه تنها اساس مكتب را حفظ مى‏كند، بلكه باعث مى‏گردد شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.

 

كدام اجتماعى است كه در عالم چنين اثرى را از خود بروز داده باشد؟ كدام حادثه‏اى است مانند حادثه جانسوز كربلا كه از دوره وقوع تاكنون و بعدها بدينسان اثر خود را در جامعه بشريت گذارده ، و روز به روز دامنه آن وسيعتر و پيروى و تبعيت از آن بيشتر گردد؟ از اين رو بايد گفت كه در حقيقت مراسم عزادارى حافظ و زنده نگهدارنده نهضت مقدس امام حسين (ع) و در نتيجه حافظ اسلام وضامن بقاى آن است .

 

تشكيل مجالس عزادارى حسين، نه تنها اساس مكتب را حفظ كرده و مى‏كند بلكه به علاوه سبب آن گرديد كه شيعيان با حضور در اين مجالس از والاترين تربيت اسلامى برخوردار شده و در جهت حسينى شدن رشد و پرورش يابند.

«موريس دوكبرى» مى‏نويسد: «اگر مورخين ما، حقيقت اين روز را مى‏دانستند و درك مى‏كردند كه عاشورا چه روزى است ، اين عزادارى را مجنونانه نمى پنداشتند . زيرا پيروان حسين به واسطه عزادارى حسين مى‏دانند كه پستى و زير دستى و استعمار را نبايد قبول كنند . زيرا شعار پيشرو و آقاى آنان تن به زير بار ظلم و ستم ندادن است.

 

قدرى تعمق و بررسى در مجالس عزادارى حسين نشان مى‏دهد كه چه نكات دقيق و حيات بخشى مطرح مى شود ،در مجالس عزادارى حسين گفته مى شود كه حسين (ع) براى حفظ شرف و ناموس مردم و بزرگى مقام و مرتبه اسلام، از جان و مال و فرزند گذشت و زير بار استعمار و ماجراجويى يزيد نرفت؛ پس بياييد ،ما هم شيوه او را سرمشق قرار داده از زير دستى استعمار گرايان خلاصى يابيم و مرگ با عزت را بر زندگى با ذلت ترجيح دهيم...» (بحارالانوار , علامه مجلسى , ج 44 ص 284)

منبع :ashoora.ir

موضوع :عزاداری حسینی




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
حريت (آزادگی)

چنانکه مي دانيم و در تواريخ مذکور است در دوران حکومت اموي، سفره قتل و شمشير يگانه حاکم در اين دستگاه مستبد بود که بدون رسيدگي به حق و حقيقت سفره قتل گسترده مي شد و جلاد به دستور حاکم بي گناهي را به قتل مي رسانيد، چنانکه حجاج بن يوسف ثقفي يکي از حکام زمان عبدالملک مي گفت: از غذا و طعام وقتي لذت مي برم که انساني را ببينم در خون خود دست و پا مي زند و من مشغول طعام باشم در چنين محيطي هيچ کس را قدرت و جرئت آن نبود که به نحوه کردار و رفتار ناشايست حکام انتقاد نمايد و يا به دفاع از حقوق از دست رفته خود پردازد.

 

 


  حسين عليه السلام قيام کرد تا به انسانهاي زير بار ظلم و ستم بياموزد که چگونه مي توانند به حقوق خود برسند و
حريت و آزادي از دست رفته را بازيابند، و تاريخ گوياي اين مطلب است که هنوز چند ماهي از شهادت حسين (ع) بيش نگذشته بود که قيام ها يکي پس از ديگري شروع شد تا حکومت اموي را ريشه کن نمود.
آري مردم با شهادت حسين (ع) درس آزادي و آزادگي را از دانشگاه خون و شهادت کربلا آموختند و براي به دست آوردن حريت بپا خاستند.

منبع :ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
آثار سیاسی عاشورا –استقامت و آزادیخواهی

يكى از آثار و بركات سياسى - اجتماعى سيدالشهدا (ع) اين بود كه نه فقط با حرف كه در عرصه عمل هم روح استقامت و پايدارى وآزاديخواهى و حفظ كرامت و عزت نفس را در كالبد بى‏روح مسلمين در همه اعصار دميد.

سالار شهيدان در برابر نيروى مهيب ستم و قوه قاهره بنى اميه، بالاترين استقامت و مهمترين پايدارى و شهادت را به خرج داده و در مقابل آنان مقاومت كرده و به انسانها درس حريت و آزادگى آموخت. آن حضرت در آخرين لحظات حماسه كربلا با بدنى مجروح و خونين، دشمن را طرف خطاب قرار داده و فرمود: «اى پيروان ابوسفيان، اگر دين نداريد پس در دنيا آزاد مرد باشيد».

 

حماسه عاشورا سراسر، شعارهاى آزادى‏طلبى و استقامت و عزت نفس است. چنانكه آن حضرت در روز عاشورا ضمن گفتارهاى گرم و آتشين خود فرياد مى‏زد: «اين ناپاك و فرزند ناپاك، مرا بين دو كار مخير ساخت: يا ذلت را بپذيرم و در برابر يزيد تسليم شوم، و يا اينكه كشته گردم و به حكم شمشير تن دهم! اما از ما خاندان پيغمبر ذلت بدور است، نه خدا براى ما ذلت مى‏خواهد و نه پيامبر او و نه مردان پاك دل و مؤمن و نه آن دامنهاى منزهى كه ما را در ميان خود پرورانده است» (1).

آرى، رمز موفقيت و راز پيروزى انسان در هميشه تاريخ بستگى به استقامت و پايدارى در مقابل سختى‏هاى راه دارد و امام حسين (ع) با استقامت خود در برابر بناى شرك و اساس كفر و الحاد و بذل جان و تمام هستى خود در اين راه مقدس، باعث دميده شدن روح پايدارى و آزادگى در بين مردم گشت، به طورى كه در قيامهاى بعد از آن حضرت اين امر به خوبى مشهود است .


قيام حسينى الگوى قيامهاى مقدس ديگر

قيامهاى مقدس بشرى داراى دو مشخصه هستند: اول اينكه آنها براى مقامات عالى انسانيت و توحيد و عدل و آزادى، و براى رفع ظلم و استبداد صورت مى‏گيرند. دوم اينكه، برقى هستند در ظلمتهاى سخت كه معمولاً مورد تصويب «عقلاى قوم!» قرار نمى‏گيرند. قيام امام حسين (ع) هر دو مشخصه را دارا بود، و يكى از آثار اين قيام، جنبه الگويى آن براى ساير نهضتها و قيامهاى به حق و الهى است. تمام انقلابهاى مقدسى كه در جهان اسلام پس از شهادت حسين (ع) تا زمان ما به وجود آمد، خمير مايه اصلى آن، قيام آن حضرت بوده و هست و خواهد بود، قيامى كه الهام بخش همه نهضتهاى اصيل رهايى بخش گرديد. و اين اصلى است كه خود امام حسين (ع) در «بيضه» - يكى از منازل بين مكه و كربلا - به همراهان و ياران خويش فرمود: «ولكم فيه اسوة»(2) در من براى شما نمونه و الگويى است. و چنانكه مى‏دانيم اين الگو، قيام بر عليه ظلم و فساد است، همان امرى كه باعث گرديد خداوند متعال رسولش را در قرآن براى انسانها اسوه و الگو معرفى كند. و رسول خدا (ص) فرمود: «براى شهادت حسين (ع) حرارتى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز سرد و خاموش نمى‏شود» (3).



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
روایت دردهای زینب (س) - اربعين

اربعين است. چهل روز است كه گل هاي خوشبوي محمدي از باغستان خويش جدا گشته‌اند و باغبان خود را تنها نهاده‌اند.
اولين زائر، صحابه‌ي خاص رسول الله «جابر بن عبدالله انصاري» است كه با بدني خوشبو و ذكر گويان، بر قبر دردانة پيامبر حاضر گشته و از سوز دل سه بار فرياد مي‌زند: «يا حسين! يا حسين!» و بيهوش روي زمين مي‌افتد. عطيه، دوست جابر، او را به هوش مي‌آورد كه ناگهان جابر صدا مي‌زند: «واحبيب لايحبيب حبيبه؟؛ آيا دوست، جواب دوست خود را نمي‌دهد؟» سپس خودش جواب خودش را مي‌دهد: «چگونه جواب مرا بدهي، درحالي كه خون از رگ هاي گلويت بر سينه و شانه‌ات فرو ريخته و بين سر و بدنت جدايي افكنده است!»

 

 


لحظاتي بعد كارواني مملو از غم و اندوه از راه مي‌رسد. امام سجاد (عليه السلام) با ديدن جابر، با پاي برهنه به استقبال او مي‌آيد و اشك مي‌ريزد. جابر امام سجاد را در آغوش مي كشد و از فراق امام حسين به شدت مي‌گريد.


امام سجاد (عليه السلام) رو به جابر مي‌گويد: «جابر! جايت خالي تا ما را در وادي غربت و تنهايي كمك نمايي.»
هاهنا و الله قتلت رجالنا اطفالنا و سبيت نسائنا و حرقت خيامنا اي جابر! به خدا سوگند، در همين مكان مردان ما را شهيد نمودند، و نوجوانان ما را سر بريدند و زنان ما را به اسارت بردند و خيمه‌هاي ما را آتش زدند.»
سپس مزار تك تك شهدا را به جابر نشان مي‌دهد: «اينجا قبر علي اكبر است واينجا قبر قاسم است. اينجا قبر پدرم حسين است. آنجا كنار علقمه قبر عمويم عباس است.
زينب آرام و بي‌قرار و خسته‌دل، بر مزار برادرش نشست و صدا زد: «برادرم! پس از چهل روز تو را مي‌بينم. برادرم در ظهر عاشورا كه آمدم قتلگاه، آن قدر بدنت آماج تير و خنجر و شمشيرها گشته بود كه نتوانستم تو را بشناسم، اما اينك برخيز پس از چهل روز، اگر مرا بنگري نخواهي شناخت. موهايم سفيد گشته، كمر خم شده و ...... حتماً مرا نخواهي سناخت.»
سپس در مقابل جابر روضه خواند كه: «برادرم! تمام مصيبت‌هاي تو را تحمل كردم وتمام سفارش هايت را عمل نمودم؛ فقط از نياوردن رقيه‌ات شرمنده هستم كه او را درخرابة شام نهادم. اما حسينم! بشنو كلام خواهر خودت را، باور كن اگر اينجا نامحرمي نبود، بدنم را به تو نشان مي‌دادم تا جاي تازيانه‌ها را مشاهده كني و بدن كبودم را ببيني. برادر ... !»

منبع :ashoora.ir

موضوع :نقش زنان در نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
چرا برای امام حسین (ع) گریه می کنیم ؟

مى‏گويند اگر امام حسين (عليه السلام) روز عاشورا پيروز شد چرا آن روز را جشن نمى‏گيريم؟

چرا گريه مى‏كنيم؟ آيا اين همه گريه در برابر آن پيروزى بزرگ براى چيست؟ گريه زبان صادق و طبيعى شوق و اندوه و درد و عشق يك انسان است. گريه تجلى طبيعى يك احساس و حالتى جبرى و فطرى از يك رنج، يك شوق يا يك اندوه مى‏باشد يكى از دانشمندان غرب مى‏گويد: «انسانى كه هرگز نمى‏گريد و گريستن را نمى‏داند احساس انسانى را فاقد است».

 

مگر نه اشك زيباترين شعر و بى‏تاب‏ترين محبت و پر گدازترين ايمان و تب دار ترين احساس و خالصترين «گفتن» و لطيف ترين «دوست داشتن» است كه همه در كوره دل به هم آميخته و ذوب شده و قطره‏اى گرم شده‏اند به نام اشك؟ مگر نه قلب، قالب اشك است و اشك در قلب شكل مى‏گيرد و لذا اشك شبيه قلب است:

اى بسا قلبهاى سوزانى             كه زبان راز آن نگويد باز

ليك آن ديدگان نورانى‏                 راز دلداده مى‏كند ابراز

گريه ترجمان دل است مثلا كسى كه عزادار است و مرگ عزيزى قلبش را مى‏سوازند، بايد گريه كند. وقتى كه دلش ياد از او مى‏كند و زبانش سخن از او مى‏گويد چشمش نيز با او همدردى مى‏كند مگر چشم از زبان صادقانه‏تر سخن نمى‏گويد؟!

اشك چشم نشانه رقت قلب است كسى كه از صحنه دلخراش منقلب نمى‏شود تا اشك تأثر بريزد و نيز از حقيقت و جلوه زيبائى لذت نمى‏برد تا اشك شوق جارى گرداند از قلب سليم و روح متعادل برخوردار نيست.

اميرمومنان على (عليه السلام) مى‏فرمايد:

«خداوند متعال افرادى را كه به هنگام استماع قرآن تحت تأثير قرار نمى‏گيرند و از شنيدن آيات مربوط به قيامت تعجب نمى‏كنند، و خنده مى‏نمايند، مورد سرزنش قرار مى‏دهد و مى‏فرمايد : (تضحكون و لا تبكون) و نيز فرموده: (بكاء العيون و خشية القلوب من رحمة الله تعالى)(1)

چنانكه «جمود عين» و محروم بودن از اشك و گريه از خوف خدا نشانه قساوت قلب و شقاوت معرفى شده است.

رسول خدا (صلى الله عليه و آله) فرمود: «من علامات الشقاء: جمود العين، قسوة القلب...» (2)

در مقابل، آن دسته از مومنانى كه بصيرتى روشن قلبى رؤوف و احساسى پاك و شفاف دارند در زبان قرآن كريم با جمله (يبكون و يزيدهم خشوعا) و (سجدّا و بكيّا) مورد ستايش قرار گرفته‏اند . قهرا اين نوع افراد در برابر عظمت مردان خدا اشك شوق و به خاطر مظلوميت آنان هم اشك غم و اندوه از چشم خود جارى مى‏كنند.

پی نوشت ها :

1-       ارشاد القلوب: ص .128

2-       بحار الانوار: ج 90 ص .336

منبع :ashoora.ir

موضوع :عزاداری حسینی




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
روایت دردهای زینب (س) - لحظات غربت شام

سيد بن طاووس مي‌نويسد:" وقتي اسرا و بازماندگان شهدا را وارد دارالاماره يزيد كردند، درحالي كه همگي به وسيله ريسمان به هم بسته شده و در مقابل يزيد قرار گرفتند، امام سجاد، يزيد را مخاطب قرار داد و فرمود: «اي يزيد! تو را به خدا قسم مي‌دهم كه در بارة پيامبر چه گماني مي‌كني، اگر ما را با اين حالت بنگرد.»
يزيد دستور داد ريسمان را از آن ها جدا نمودند. سپس دستور داد سر مقدس امام حسين را در مقابل او قرار دهند و زنان را هم پشت سر خويش جاي داد تا به سر مبارك نظر نيفكنند. اما وقتي چشمان امام سجاد بر آن سر مقدس افتاد ، بعد از آن ديگر از گوشت كلة گوسفند و امثال آن نخورد.

 

 


در اين لحظه، فاطمه دختر امام حسين (عليه السلام) فرمود: «اي يزيد! آيا جا دارد كه دختران رسول خدا اين طور اسير باشند!؟.»
آن زمان كه چشم زينب بر سر مبارك برادرش افتاد، دست برد و گريبان خويش را پاره كرد و با صدايي حزين و دلخراش فرياد زد: «يا حسيناه! يا حبيب رسول الله! يا بن مكه و منا! يا ابن فاظمه الزهراء سيده النساء! يا بن بنت المصطفي!»
به خدا قسم، زينب تمام حاضرين در مجلس را به گريه واداشت و يزيد بهت زده سكوت كرده و ناگهان چوب خيزران را طلب كرد و با آن به دندان‌هاي ثناياي امام حسين مي‌زد.

ابوبرزة‌اسلمي متوجه يزيد شد و گفت: «اي يزيد! واي بر تو! آيا با چوب به لب و دندان هاي حسين مي‌زني كه پسر فاطمه مي‌باشد؟ من شهادت مي‌دهم كه ديدم رسول خدا دندان هاي حسين و برادرش حسن (عليهما السلام) را مي‌بوسيد و به ايشان مي‌فرمود: «انتماسيدي شباب اهل الحنه، شمار دو بزرگ جوانان اهل بهشت مي‌باشيد. خدا قاتل شما را بكشد و او را لعنت كند و جهنم را كه بد جايگاهي است، براي او مهيا كند؟ يزيد خشمناك، دستور داد او را از مجلس خارج كنند. سپس يزيد شروع به خواندن اشعاري نمود:
ليت اشياخي ببدر شهدوا
جزع الخزرج من وقع الاسل
فاهـلوا و اسـتهلوا فـرجـاً
ثـم قـالـوا يا يـزيد لاتـشل
اي كاش بزرگان من كه درجنگ بدر جزع و فزع قبيل خزرج را از آن زد و خوردها مشاهده نمودند، مي‌بودند و براي اين عمل من اظهار خوشحالي و فرح مي‌نمودند و مي‌گفتند: اي يزيد دستت بريده و شل مباد!

منبع :ashoora.ir

موضوع :نقش زنان در نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
امام هرگز تن به ذلت نمي دهند (آزادگی)

امام حسين عليه السلام در اين باره ويژگي خاصي دارند. وقتي از آن حضرت خواستند که حکم يزيد و پسر زياد را بپذيرد، فرمود: نه، هرگز، به خدا قسم، ذليلانه بيعت نمي کنم و مانند بردگان اقرار نمي نمايم.
تا جايي که گفته اند: اين حسين عليه السلام بود که نپذيرفتن ظلم را سنت نهاد و همه کساني که تن به ذلت نمي دهند به آن حضرت اقتداء مي کنند.

منبع :ashoora.ir

موضوع :درس های نهضت عاشورا




نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
برنامه ريزي نظامي جنگ در شب عاشورا

امام، برترين و دقيق ترين برنامه ريزي نظامي در آن روزگار را طرح ريزي نمود و جبهه ي خود را به صورت برجسته و شگفت انگيز، منظم ساخت و اردوگاه خود را در محافظت شديدي قرار داد.

آن حضرت در تاريکي شب، به همراه «نافع بن هلال» خارج شد و به ناهمواريهاي اطراف نظر انداخت و آنها را به دقت بررسي کرد تا مبادا در هنگام جنگ، کمينگاهي براي دشمنان گردند، آنگاه به يارانش دستور داد تا اين اقدامات را انجام دهند:
اول: چادرها، و از آن جمله خيمه هاي هاشميان و ياران را به يکديگر نزديک سازند، به نظر ما آنها در چندين رديف از هر طرف بودند نه يک رديف تنها و علت اين اقدام اين بود که راهي براي نفوذ دشمن و گذشتن از ميان آنها وجود نداشته باشد (1) .


دوّم: کندن خندقي در پشت چادرها که در اطراف خيمه هاي خويشان و خانواده ي آن حضرت بود و پر کردن آن باهيزم تا هنگام جنگ، آتش زده شود (2) ، علت اين دستور به جهات زير بوده است:

الف- براي اينکه خانواده هايشان در هنگام عمليات جنگي از دشمن در امان باشند؛ زيرا دشمن نمي تواند از آتش بگذرد و بر آنها بتازد.
ب- روبه رو شدن با دشمن از يک سمت و متعدد نبودن جبهه هاي جنگي، با توجه به اندک بودن ياران امام، اگر اين چاره جويي نبود، دشمن از چهار طرف آنها را محاصره مي کرد و در مدت اندکي آنان را نابود مي ساخت و جنگ يک روز کامل به طول نمي انجاميد.


اينها بعضي از نقشه هايي است که امام آنها را به کار برد که بر آگاهي کامل آن حضرت به برنامه ريزيهاي نظامي و آشنايي ايشان با مسايل دقيق آنها دلالت دارد.



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
آثار و نتایج عاشورا : آزادگی

آزادي در مقابل بردگي، اصطلاحي حقوقي و اجتماعي است، امّا «آزادگي» برتر از آزادي است و نوعي حريّت انساني و رهايي انسان از قيد و بندهاي ذلّت آور و حقارت بار است. تعلّقات و پاي‌بندي‌هاي انسان به دنيا، ثروت، اقوام، مقام، فرزند و... در مسير آزادي روح او، مانع ايجاد مي‌كند. اسارت در برابر تمنّيات نفساني و علقه‌هاي مادّي،نشانة ضعف ارادة بشري است.

 

وقتي كمال و ارزش انسان به روح بلند و همّت عالي و خصال نيكوست، خود را به دنيا و شهوات فروختن، نوعي پذيرش حقارت است و خود را ارزان فروختن.

 

علي ـ عليه السّلام ـ مي‌فرمايد:

«اَلا حُرُّ يَدَعُ هذِهِ اللّماظَةَ لِأهْلِها؟ اِنَّهُ لَيْسَ لِأَنْفُسِكُمْ ثَمَنٌ اِلاَّ الْجَنَّةُ فَلا تبيعُوها اِلاّ بِها.»(1)

آيا هيچ آزاده‌اي نيست كه اين نمي‌خورده (دنيا) را براي اهلش واگذارد؟

يقيناً بهاي وجود شما چيزي جز بهشت نيست، پس خود را جز به بهشت نفروشيد.

آزادي در آن است كه انسان كرامت و شرافت خويش را بشناسد و تن به پستي و ذلّت و حقارت نفس و اسارت دنيا و زير پا نهادن ارش‌هاي انساني ندهد.

در پيچ و خم‌ها و فراز و نشيب‌هاي زندگي، گاهي صحنه‌هايي پيش مي‌آيد كه انسان‌ها به خاطر رسيدن به دنيا يا حفظ آنچه دارند يا تأمين تمنيّات و خواسته‌ها يا چند روز زنده ماندن، هرگونه حقارت و اسارت را مي‌پذيرند. امّا احرار و آزادگان، گاهي با ايثار جان هم، بهاي «آزادگي» را مي‌پردازند و تن به ذلّت نمي‌دهند.

امام حسين ـ عليه السّلام ـ فرمود:

«مَوْتٌ في عِزٍّ خَيْرٌ من حياةٍ في ذُلٍّ»(2)

مرگ با عزت بهتر از حيات ذليلانه است.

اين نگرش به زندگي، ويژة آزادگان است. نهضت عاشورا جلوة بارزي از آزادگي در مورد امام حسين ـ عليه السّلام ـ و خاندان و ياران شهيد اوست و اگر آزادگي نبود. امام تن به بيعت مي‌داد و كشته نمي‌شد. وقتي مي‌خواستند به زور از آن حضرت بيعت به نفع يزيد بگيرند، زير بار نرفت. منطقش اين بود كه:

«لا وَ اللهِ لا اُعْطيهم بِيَدي اِعْطاءَ الذّليلِ و لا اُقِرُّ اِقرارَ العبيد»(3)

نه به خدا سوگند، نه دست ذلّت به آنان مي‌دهم و نه چون بردگان تسليم حكومت آنان مي‌شوم.

صحنة‌ كربلا نيز جلوة ديگري از اين آزادگي بود كه از ميان دو امر شمشير يا ذلّت، مرگ با افتخار را پذيرفت و به استقبال شمشيرهاي دشمن رفت و فرمود:

«اَلا و انَّ الدَّعِيَّ بْنَ الدَّعِيَ قَدْرَ كَزَني بَيْنَ الثْنَتَيْنِ: بَيْنَ السِّلَّةِ وَ الذِّلَّةِ وَ هَيْهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ»(4)

 

در نبرد روز عاشورا نيز، هنگام حمله به صفوف دشمن اين رجز را مي‌خواند:

مرگ، بهتر از ننگ و ننگ بهتر از آتش دوزخ است. (5)

 

روح آزادگي امام، سبب شد حتي در آن حال كه مجروح بر زمين افتاده بود نسبت به تصميم سپاه دشمن براي حمله به خيمه‌هاي زنان و فرزندان، برآشوبد و آنان را به آزادگي دعوت كند:

«ان لَم يَكُن لَكُمْ دينٌ وَ كُنْتُمْ لا تَخافُونَ الُمَعادَ فَكُونُوا اَحْراراً في دُنْياكُمْ»(6)



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
اعمال روز عاشورا در مفاتیح الجنان

روز دهم روز شهادت اَبُاعَبْداللّهِ الحُسَيْن عليه السلام و روز مصيبت و حزن ائمّه اطهارعَليهمُ السلام و شيعيان ايشان است و شايسته است كه شيعيان در اين روز مشغول كارى از كارهاى دنيا نگردند و از براى خانه خود چيزى ذخيره نكنند و مشغول گريه و نوحه و مصيبت باشند و تعزيت حضرت امام حسين عليه السلام را اقامه نمايند و به ماتم اشتغال نمايند به نحوى كه در ماتم عزيزترين اولاد و اَقارب خود اشتغال مى نمايند و زيارت كنند آن حضرت را به زيارت عاشوراء كه بعد از اين بيايد انشاءالله تعالى و سعى كنند در نفرين و لعن بر قاتلان آن حضرت و يكديگر را تعزيت گويند در مصيبت آن جناب و بگويند:

اَعْظَمَ اللّهُ اُجُورَنا وَاُجورَكُمْ بِمُصابِنا بِالْحُسَيْنِ عَلَيْهِ السَّلامُ

بزرگ گرداند خدا پاداش ما و شما را در سوگواريمان براى حسين عليه السلام

وَجَعَلَنا وَاِيّاكُمْ مِنَ الطّالِبينَ بِثارِهِ مَعَ وَلِيِّهِ الاِْمامِ الْمَهْدِىِّ مِنْ الِ مُحَمَّدٍ عَلَيْهِمُ السَّلامُ

و قرار دهد خداوند ما و شما را از خون خواهانش به همراه وليش امام مهدى از خاندان محمد عليهم السلام

 

 شايسته است در اين روز مقتل بخوانند و يكديگر را بگريانند. روايت شده كه چون حضرت موسى عليه السلام مأمور شد به ملاقات جناب خضر و تعلّم از او، اوّل چيزى كه در وقت ملاقات بين ايشان مذاكره شد، آن بود كه آن عالِم حديث نمود براى حضرت موسى مُصيبَتها و بلاهايى كه بر آل محمد عَليهمُ السلام وارد مى شود. پس گريستند هر دو و سخت شد گريستن ايشان.
 

روايت شده از ابن عبّاس كه گفت در ذيقار خدمت اميرالمؤ منين عليه السلام رسيدم صحيفه اى بيرون آورد به خطّ خود و املاء پيغمبر صَلَّى اللَّهِ عَلِيهِ وَاله و خواند براى من از آن و در آن صحيفه بود مَقْتَلِ امام حسين عليه السلام و آنكه چگونه كشته مى شود و كى مى كشد او را و كى يارى مى كند او را و كى با او شهيد مى شود. پس گريه كرد آن حضرت گريه سختى و مرا به گريه درآورد. فقير گويد كه اگر مقام را گنجايش بود مختصر مَقْتَلى در اينجا ذكر مى كردم لكن محلّ را گنجايش نيست هركه خواهد رجوع كند به كُتُبِ ما در مَقْتَل.

اگر كسى در اين روز نزد قبر امام حسين عليه السلام باشد و مردم را آب دهد، مثل كسى باشد كه لشكر آن حضرت را آب داده باشد و با آن جناب در كربلا حاضر شده باشد و خواندن هزار مرتبه توحيد در اين روز فضيلت دارد و روايت شده كه خداوند رحمان نظر رحمت بسوى او كند و سيّد براى اين روز دعايى نقل كرده است شبيه به دعاء عشرات بلكه ظاهر آنست كه خود آن دعا باشد موافق بعضى روايات آن.

شيخ از عبدالله بن سنان از حضرت صادق عليه السلام چهار ركعت نماز و دعايى نقل كرده كه در اين روز در وقت چاشت بايد به عمل آورد و ما به ملاحظه اختصار ذكر نكرديم [هركه طالب است به زادالمعاد رجوع نمايد]



ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 14 آذر 1390  توسط ع.و 
نظرات (0)
(تعداد کل صفحات:6)      [ 1 ]   [ 2 ]   [ 3 ]   [ 4 ]   [ 5 ]   [ 6 ]